تلاطم دل

تا می‌آید تلاطم دلم آرام شود، کسی می‌آید و سنگی در آن می‌اندازد. در تـنگ دلم چیزی چرخ می‌زند، نمی‌دانم چیست، اما می‌توانم قسم بخورم که ماهی گلی نیست.